پست‌ها

در باره داده وداتا

  در پارسی کهن دَدَتوو 𐎭𐎭𐎠𐎬𐎺  Dadatuv  به میانای   «پروا ده تا بدهد» و در زبان پهلوی  داتن 𐬛𐬁𐬝𐬀𐬥 به میانای دادن  است .     که در سانسکریت دادَتی ददाति‎ به میانای دادن و  دَتََ दत्त به میانای داده‌شده و دَتِه दत्ते به میانای دادن و در یونانی کهن دیدومی δίδωμι به میانای دادن و در لاتین میانه  datum به میانای داده شده وdata که در فرانسه کهن  و انگلیسی date  از آن سر زده است. واژه‌هآی خویشاوند دیگر   در سانسکریت «داداتی»  ददाति  به میانای «دادن» است    و دریونانی  دینِته  δίνεται, به میانای دادن  و دُرو  δώρο به میانای ‌پیشکش و در لاتین به ریخت dare به میانای دادن و donum  به میانای  پیشکش شده است.   

در باره یلدا

تصویر
  یلدا ܝܠܕܐ واژه سیریائی کهن و به میانای زادروز است که در عبری هولِدت הוּלֶדֶת و در عربی ولادة که واژه‌ی تولد از آن شاخه زده است. در پارسی کهن زادروز میترا «میترا زنَ» 𐬨𐬌𐬚𐬭𐬀 𐬰𐬧 بوده است که درآن «زنَ» 𐬰𐬧 به میانای «زادن» است که در سانسکریت زادروز مهر «ژَنَنَ میثراس» मित्र जनन است و در پارسی میانه این واژه «زاد مهر» 𐬰𐬁𐬛 𐬨𐬍𐬵𐬭 شده است. ‌پس از اینکه شمار بسیاری از لژیونرهای رم در نبرد با پارت‌های آرش‌آکیان به آئین میترا گرویدند تا آنجا که امپراتورهائی مانند کمودوس و سپتیموس سوروس‌ و کاراکالا به ‌آن آئین گرویدند و نیایشگاه‌های میترائی را بر پا نمودند. و میترائیسم و مسیحیت در رم شانه به شانه هم‌آورد شدند. مهینان و بزرگان رم مهرآئین بودند و زیردستان و بی‌نوایان ترسائی دین. ‌پس از آنکه ارته‌شیر پاپکان ساسانی موبد ذرتشتی نیایشگاه آناهید در استخر پارس بر ارته‌بان پنجم آرش‌آکیان پارت و مغان مهرآئین او بشورید، برادرزاده ارته‌بان به نام تیرداددوم پادشاهی آرش‌آکیان مهرآئین را در ارمنستان همچنان برپا نگاه‌داشت و پس از او پسرش خسرو دوم به پادشاهی رسید ، ارته‌شیر ساسانی و پسرش شاپو...

در باره‌ی ریشه ‌واژه ‌لالائی

تصویر
  لالائی از واژه پهلوی «لال» 𐬮𐬁𐬮 به میانای خاموشی وآرامش و سرخی شاخه زده است که میانای دیگر لال گوهرِ یاقوت بود که با   واژه «لَـََل» लल्  در سانسکریت به میانای سرخ و نوازش و نازنین و عزیز خویشاونداست و معرب «لـَل» به میانای یاقوت  «لعل» است. در پارسی امروز واژه‌ی  «لاله» از شاخه‌های آن ست ‌ برای نمون عنصری می‌گوید: دو لب چو نار کفیده دو رخ چو سوسن سرخ دو رخ چو نار شکفته دو لب چو لاله ٔ لال در زبان سانسکریت میانای دیگر  «لـَلَ» लल  دلخواه و بازیگوش وبه آسوده‌گی  لم دادن و دراز کشیدن است که در زبان هلندی میانه lollen شده و در زبان انگلیسی loll.   در زبان انگلیسی همچنین lull  به میانای اندکی آسوده‌گی  در میانه کار و تلاش می‌باشد که با واژه lullay در انگلیسی میانه هم‌شاخه است و در انگلیسی امروز lullaby شده که همان آواز  ‌لالائی است که مادران برای آرامش نوزادان و خفتن آنها می‌خوانند. در آلمانی lullen به میانای  تاب دادن ‌از واژه هم‌ریشه «لولاتی»लोलति  در سانسکریت به میانای تاب دادن و پیش و پس  بردن شاخه ...

در باره ریشه شناختی واژه‌های ویدا و هویدا

تصویر
    دوستی در فیس‌بوک نوشته است :  ویدا = کمیاب و نایاب. این برداشت نادرست شاید از برهان قاطع، ‌گرفته‌شده‌است؛ واژه‌نامه‌ئی که در سال ۱۰۳۰ خورشیدی به دست محمدحسین بن خلف تبریزی (شناسیده به برهان) در حیدرآباد، هندوستان به نام سلطان عبدالله قطب‌شاه، پادشاه شیعی‌مذهبِ دکن، نوشته شده‌ ودر‌آن میانای «ویدا» را «گـُم» داده ست. در واژه‌نامه‌ی آنندراج که در سال ۱۲۶۷ خورشیدی محمد پادشاه شناسیده به «شاد»، فرزند غلام محیی‌الدین، میرمنشی مهاراجه میرزا آنند گجپتی راج‌منه سلطان بهادر، راجه‌ی ایالت ویجی‌نگر از ایالات دکن هندوستان، گردآوری کرده‌است نیز میانای این واژه «گـُم‌شده» آورده‌شده است. در لُغَتِ فُرْسْ یا فرهنگ اسدی که اسدی طوسی به درخواست اردشیر بن دیلمسپار قطبی نجمی سروده سرا در سده‌ی پنجم خورشیدی فراهم آورده، نیز میانای این واژه «گـُم‌شده» داده شده است. تنها در واژه‌نامه دهخداست که به درستی به میانای آن «پیدا و هویدا» داده شده است. با این همه به گمان من یک کمبود بنیانی این فرهنگ‌ها برخاسته از این است که نویسندگان با در دید داشتن کاربرد واژه‌ها در سروده‌ها و نوشته‌های گو...

در باره‌ی ریشه‌یابی واژه‌های هستِـش و اگزیستنس

تصویر
  دراین روزها در یکی از پیام های فیس بوکی با شگفتی دیدم که نمایش‌نامه‌ئی به نام «اگزیستنس» به تماشا  گذاشته شده است.  شگفتی از این رو که برای من آشکار نبود که چرا نویسنده این واژه ناآشنا در زبان پارسی  را به کار گرفته است. آیا می‌خواسته وانمود کند که نمایشنامه‌اش فلسفی است؟ یا که می‌خواسته ادای مدرن بودن در بیاورد‌؟ به هر روی این گزینش بسیار دژم‌انگیز و نژند‌بارست. و بیش از هر چیز نشان از بی‌فرهنگی ست. زیرا همانگونه که خواهیم دید که این واژه از زبان پارسی‌پهلوی و سانسکریت ریشه گرفته و هنوز شاخه‌های‌‌آن را در پارسی امروز می‌توان یافت. پس در نخست  برای دریافت میانای فلسفی Existence باهوده است که به ریشه‌شناختی این واژه نگاه‌کنیم  و پیوند آنرا با زبان پارسی  امروز در دید بی‌آوریم. واژه Existence از واژه لاتین کهن  existentia/exsistentia ریشه‌زده که در لاتین نو به existere/exsistere به میانای «ایستاده در رو‌به‌رو»، «برون آمده»، «پدیدارشده»، «آشکار»، «روشن‌شده»، «برخاسته»، «نمایان‌شده»، «فرآورده شده» و «به این ریخت درآمده» است. میانای دیگر آن...

ریشه‌شناختی واژه بیمار

تصویر
  امروز در فیس‌بوک پستی دیدم که زیر آوند «بیماردر فرهنگ یونان باستان» می‌گفت‌ : «مار نماد و نشانه ای از سلامتی بود و بیمارستان جایی است که شخصی بدون مار (سلامتی) است ، و سر در داروخانه ها لوگویی هست که دور جام دارو یا پادزهری ماری پیچیده است .» این درست است که در افسانه‌های یونان تندیس‌های اسکلپیوس Ἀσκληπιός (ایزد پزشکی) با نشان لاتین «کادوسیوس» cādūceus (ساخته شده از دو مار پیچیده به گرد یک چوب‌دست. برگرفته از واژه‌ ی یونانی کروکیون   κηρύκειον به میانای چوب‌دست جارچیان ) و دخترش هیگیا ὑγίεια (ایزد تندرستی) که مار و کاسه‌ای در دست داشت، به آوند نمادهای پزشکی و سلامتی به کار برده شده اند. واین از این رو بوده است که مار در زندگی چندین بار پوست می‌اندازد که گوئی پیاپی جوان می‌شود و این انگار را برانگیخته که همیشه تندرست می‌ماند و هرگز نمی‌میرد. اما واژه بیمار از واژه «ویمار» 𐬬𐬪𐬨𐬁𐬭 در زبان پهلوی به میانای «بیم مرگ» شاخه زده است که از دو بخش «ویم» 𐬬𐬪𐬨 به میانای هراس و بیم و «مر» 𐬨𐬁𐬭 به میانای مرگ ساخته شده که در سانسکریت با «بهی‌مار» भीमर خوی...

در باره‌ی ریشه‌شناختی واژه زن