پست‌ها

ریشه‌شناختی «روز» و «روزمره» و «روزمره‌گی»

تصویر
« روز» در پارسی باستان «رَئوچَه» 𐎼𐎢𐎨 و در اوستا « رَئوکَه» 𐬭𐬀𐬊𐬗𐬀𐬵‎ بوده که در پارسی میانه «روز»  𐭩𐭥𐭬‎ شده بود. این واژه با «روکی» रोचि و «روکِیت»‌ रोचते در سانسکریت  به میانای درخشان  و رخشنده و روشن خویشاوند است . که  در زبان لاتین «رادیوس» radius  به میانای پرتو روشنائی  و پره‌های درونی چرخ  شده ست .  این واژه از لاتین به فرانسه کهن به ریخت «رِی» rai   و به انگلیسی به  ریخت ray و در اسپانیولی به ریخت «رایو» rayo به میانای پرتو خورشید در آمده است.  واژه «روزمره» با پسوند «مره» به‌میانای «هرروزه» و «همه آنچه که روزانه به پیاپی روی می‌دهد»  و«آنچه که روزها را می‌کـُشد» است. این پس‌وند از «مَر»  𐬨𐬁𐬭 در زبان پهلوی به میانای مرگ شاخه زده است که با واژه‌ی «مارَ» मार در سانسکریت به میانای کشتن و مردن هم‌ریشه است. این واژه درلاتین mors و mortem به میانای مرگ‌ است. که در فرانسه کهن و در انگلیسی میانه به ریخت mort به میانای مرگ درآمده‌است. این واژه همچنین با mar درانگلیس به ...

ریشه ‌شناختی واژه‌های مـَتر و مـَتریال و پیوند آنها با واژه‌های متار و متارال در زبان پارسی

تصویر
  مـَترmatter به میانای «ماده» ومـَتریال material  به میانای «مادی»   در خردورزی  و دانش و دادوری کاربردهای بسیار‌دارند و از این‌رو باهوده‌است که در‌باره‌ی برگردان آنها به پارسی اندیشیده شود به‌ویژه از این رو که واژه‌ی «مادی» در زبان پارسی امروز‌تا اندازه‌ زیادی با دارائی و پول پیوند‌ یافته‌است. برای نمون هنگامی‌که از زیان‌های مادی  و یا  بهبود اوضاع مادی کشور سخن‌می‌رود و یا گفته می‌شود  فلانی از لحاظ مادی وضعش خوب‌است.  این دو واژه  از واژه‌ی «مادر» درزبان‌های هند واروپائی شاخه زده‌‌اند.  مادردرزبان‌ پهلوی  و اوستا «مـَتـِر» 𐬨𐬀𐬙𐬆𐬭 و در پارسی میانه «مـَذِر» 𐬨𐬀𐬜𐬆𐬭 در‌سانسکریت  «ماتا»  माता  یا «مآتری» मातृ   است. در یونان باستان «مِتِر»  μήτηρ ودر زبان کنونی یونان «میتـِه‌را»  μητέρα و در زبان لاتین «ماتر» māter درآلمانی کهن «موتر»  muoter و در آلمانی کنونی ماوترMutter ودر انگلیسی کهن مـُدُر modor و در انگلیسی میانه مُدِر «moder»  و در انگلیسی امروز «مُذِر» mother شده‌است. ...

در باره ریشه‌ی واژه‌‌های «دکتر» و «دکترین» و «داکومنت» در زبان پارسی

تصویر
  واژه  دکتر doctor  در لاتین کهن به میانای آموزگاربوده که از واژه‌ی docere  به میانای نشان‌دادن و آموزش و آگاهندن شاخه زده و به فرانسه کهن در ریخت doctour اندر شده و در نزدیکی‌های سال ۱۳۰۰ میلادی در آن ریخت به زبان انگلیسی به میانای پدر‌کلیسا  یا کشیش اندرآمده ست.   دکتر  از واژه‌ی پهلوی کهن «دستوَر» (dastwar)  𐬛𐬀𐬯𐬝 𐬬 𐬭   به میانای «راه‌کار» و «نگرش»  شاخه زده ست. که در زبان یونانی دوکیون  δοκειν به میانای پدیدار‌شدن  و اندیشیدن با آن خویشاونداست. واژه لاتین  documentum که در فرانسه کهن  document و سپس در انگلیسی  به میانای گواهه و دستورکاراز آن شاخه زده.    در پارسی میانه  دستور(dastoor)  𐬛𐬀𐬯𐬝𐬋𐬭  که میانای آموزگار و پیشوای آئین ذرتشت شد، و  مسیحیان نستوری در روزگار پادشاهی شاپور ساسانی این واژه را برای آموزگاران دینی خود به کار گرفتند.    و در پارسی امروز  دستور به میانای فرمان، و رای‌زن و راه‌چاره  برجا مانده‌ست. برای نمون  مولوی در د...

درباره معنی و میانا

تصویر
  دیده‌ام که برخی به‌جای  واژه «معنی»  برگردان پارسی «چم» را به کار می‌برند. چم به میانای «معنی» نیست.  معنا در هسته‌ و نهاد یک وآژه  می‌باید نشانه گر و پاسدار و نگاهدار دریافت چیستی آن واژه باشد.  چم به میانای «پوسته» و «جامه‌» است  مانند  چمدان ‌(جامه‌دان) و چمن  (پوشش سبززمین)و چمیدن ( به میانای خرامان رفتن و جامه‌ خود را  به رخ‌دیگران کشیدن) این که  خلف تبریزی در برهان‌قاطع چم را به میانای خودنمائی و تفاخر گرفته‌ هم از این‌رو بوده که مردمان همیشه با جامه خود خودنمائی نموده‌اند.و محمد پادشاه در فرهنگ آنندراج  خود چم را به میانه ثفل یا تفاله انگور گرفته  که همان پوسته‌‌ی انگورست. پس چم تنها رویه آشکار یک پدیده آست و نه خودی در خود آن ویا هسته‌کانونی چیستی آن واژه. میانای  دیگر  «چم » درزبان  پارسی  چشم  است . از که آمختی نهادن شعرها ای شوخ چم گر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا  .عسجدی (از فرهنگ اسدی )  عالم دیگر است عالمشان .نیست فرقی ز نور تا چمشان   .سنائی (از انجمن آرا) در زبان گیل...

در باره داده وداتا

  در پارسی کهن دَدَتوو 𐎭𐎭𐎠𐎬𐎺  Dadatuv  به میانای   «پروا ده تا بدهد» و در زبان پهلوی  داتن 𐬛𐬁𐬝𐬀𐬥 به میانای دادن  است .     که در سانسکریت دادَتی ददाति‎ به میانای دادن و  دَتََ दत्त به میانای داده‌شده و دَتِه दत्ते به میانای دادن و در یونانی کهن دیدومی δίδωμι به میانای دادن و در لاتین میانه  datum به میانای داده شده وdata که در فرانسه کهن  و انگلیسی date  از آن سر زده است. واژه‌هآی خویشاوند دیگر   در سانسکریت «داداتی»  ददाति  به میانای «دادن» است    و دریونانی  دینِته  δίνεται, به میانای دادن  و دُرو  δώρο به میانای ‌پیشکش و در لاتین به ریخت dare به میانای دادن و donum  به میانای  پیشکش شده است.   

در باره یلدا

تصویر
  یلدا ܝܠܕܐ واژه سیریائی کهن و به میانای زادروز است که در عبری هولِدت הוּלֶדֶת و در عربی ولادة که واژه‌ی تولد از آن شاخه زده است. در پارسی کهن زادروز میترا «میترا زنَ» 𐬨𐬌𐬚𐬭𐬀 𐬰𐬧 بوده است که درآن «زنَ» 𐬰𐬧 به میانای «زادن» است که در سانسکریت زادروز مهر «ژَنَنَ میثراس» मित्र जनन است و در پارسی میانه این واژه «زاد مهر» 𐬰𐬁𐬛 𐬨𐬍𐬵𐬭 شده است. ‌پس از اینکه شمار بسیاری از لژیونرهای رم در نبرد با پارت‌های آرش‌آکیان به آئین میترا گرویدند تا آنجا که امپراتورهائی مانند کمودوس و سپتیموس سوروس‌ و کاراکالا به ‌آن آئین گرویدند و نیایشگاه‌های میترائی را بر پا نمودند. و میترائیسم و مسیحیت در رم شانه به شانه هم‌آورد شدند. مهینان و بزرگان رم مهرآئین بودند و زیردستان و بی‌نوایان ترسائی دین. ‌پس از آنکه ارته‌شیر پاپکان ساسانی موبد ذرتشتی نیایشگاه آناهید در استخر پارس بر ارته‌بان پنجم آرش‌آکیان پارت و مغان مهرآئین او بشورید، برادرزاده ارته‌بان به نام تیرداددوم پادشاهی آرش‌آکیان مهرآئین را در ارمنستان همچنان برپا نگاه‌داشت و پس از او پسرش خسرو دوم به پادشاهی رسید ، ارته‌شیر ساسانی و پسرش شاپو...

در باره‌ی ریشه ‌واژه ‌لالائی

تصویر
  لالائی از واژه پهلوی «لال» 𐬮𐬁𐬮 به میانای خاموشی وآرامش و سرخی شاخه زده است که میانای دیگر لال گوهرِ یاقوت بود که با   واژه «لَـََل» लल्  در سانسکریت به میانای سرخ و نوازش و نازنین و عزیز خویشاونداست و معرب «لـَل» به میانای یاقوت  «لعل» است. در پارسی امروز واژه‌ی  «لاله» از شاخه‌های آن ست ‌ برای نمون عنصری می‌گوید: دو لب چو نار کفیده دو رخ چو سوسن سرخ دو رخ چو نار شکفته دو لب چو لاله ٔ لال در زبان سانسکریت میانای دیگر  «لـَلَ» लल  دلخواه و بازیگوش وبه آسوده‌گی  لم دادن و دراز کشیدن است که در زبان هلندی میانه lollen شده و در زبان انگلیسی loll.   در زبان انگلیسی همچنین lull  به میانای اندکی آسوده‌گی  در میانه کار و تلاش می‌باشد که با واژه lullay در انگلیسی میانه هم‌شاخه است و در انگلیسی امروز lullaby شده که همان آواز  ‌لالائی است که مادران برای آرامش نوزادان و خفتن آنها می‌خوانند. در آلمانی lullen به میانای  تاب دادن ‌از واژه هم‌ریشه «لولاتی»लोलति  در سانسکریت به میانای تاب دادن و پیش و پس  بردن شاخه ...